تبليغاتX
یارب....

یارب....

(۱)

 

وقتی که از هوای تو لبریز میشوم

 

پر میشوم ز شور و غزلخیز میشوم

 

وقتی که نیستی پرم از بغض بیکسی

 

 

همچون غروب جمعه غم انگیز میشوم ...

 

(۲)

 

 

او از اصول و منطق دنیا خبر نداشت

 

میخواست قطع کند ریشه ی خود را تبر نداشت

 

دستی کشید روی همه خاطرات خود

 

میخواست گریه کند لیک سر نداشت ...

 

 

 

 

شاد باشید

ص.

 

+ دلنوشته هایچهارشنبه پانزدهم خرداد 1387ساعت0:14 | |